۱۳۸۷ اردیبهشت ۱, یکشنبه

27:. راه زندگی...بخش نخست .:


سخن آهوی خسته :شهریور ماه ۱۳۸۳ بود،من طبق معمول خسته و نا امید توخونه بودم،با این که یک ماهی میشد که حتی رنگ درب حیاط را نیز ندیده بودم تنها دلخوشی ام یک مجله بود که ۲هفته ای یکبارمنتظر شماره ی جدید آن بودم تا مطالعه کنم و روز های تکراری را پشت سر بگذارم.شروع کردم به بهونه گرفتن که:مامان آخه این چیه گرفتی؟اون مجله ای که من همیشه میخوندم این نیست.برو پسش بده لطفا".


شروع کردم به ورق زدن که ناگهان تیتر صفحه ی۸ آن مجله نظر من رو به خودش جلب کرد،باورم نمیشد،قلبم از سینه داشت میزد بیرون خدایا من دارم خواب میبینم؟؟؟دست و پام به لرزه افتاده بود،،،سرگذشت یک دو جنسی بنام مینو بود که زندگی سختی را برای رسیدن به خودش گذرونده بود و ازدواج کرده بود و حالا همسرش بچه دار نشدنش را بهانه کرده و او را طلاق داده بود.

منی که تا اون روز احساس تنهایی میکردم فهمیدم هستند افرادی بیگناه مثل من که راهی برای پنهان کردن خود ندارند و با این که خودشان زخم خورده ی تقدیر هستند کسی نیست تا به آنان کمک کند.

مجله ی "راه زندگی"بود که راه صحیح ادامه ی این زندگی سخت را به من نشان داد،این دست خداوند بود که از آستین این انسانهای مهربون بیرون اومده بود برای گفتن حقایق،برای کمک به من و امثال من.

من خودم رو از اون طریق شناختم و با مشکلم آشنا شدم،خداوند یکبار دیگه عظمت و بزرگی اش را به من نشان داد و منو تنها نگذاشت،منی که حتی تا سر خیابون رو تنها نمیرفتم پس از دنبال کردن اون مجله وپیدا کردن مراکز محدود،دوره درمانم رو آغاز کردم.

"راه زندگی"بود که این قدرت رو به من داد تامشکلم رو بشناسم و از حق خودم با روحیه ای قوی دفاع کنم.

وظیفه ی خودم میدونم که از دست اندرکاران این مجله تشکر کنم و دستان زحمت کششان را ببوسم و از شما خوانندگان محترم" آهوی خسته"دعوت میکنم که با درد نامه ی یکی از دوستان ترنس سکشوآل که سر گذشت غمبارش در شماره ی۱۹۸،سال دهم،اول امرداد ماه۱۳۸۴این مجله به چاپ رسیده بود همراه باشید...



:.ما هم انسانیم.:


نامه های بخش دوجنسی ها را میچینم روی میز اطاق تحریریه.به پاکتها نگاه میکنم و راه های دوری را که طی کرده اند تا احتمالا" به گوش شنوائی برسند،در نظر می آورم.در این پاکتها که از شهرهای بزرگ و کوچک رسیده اند امیدها،آرزوها و بغضها انباشته شده اندوه های بسیار و شادی های اندک بیمارانی که من و تو دوست عزیز بی رودربایستی خواسته یا ناخواسته با دیدنشان یا ابرو بالا می اندازیم و چشم گرد میکنیم و یا اگر خالی تر از اینها باشیم با کلماتی که هر یک میتوانند خنجری بشوند و در قلبی فرو روند آزارشان میدهیم.راستی یکبار هم که شده از خودت پرسیده ای برای چه؟چرا ما بلد نیستیم به آدمهایی که شبیه ما نیستند احترام بگذاریم؟چرا رفتارمان در مقابل بیماران-منظورم کسانی است که نقص فیزیکی دارند-توأم با ترحم است و با آنهایی که از نظر روانی و رفتاری با مردم عادی فرق دارند،توأم با تحقیر؟آیا نمی خواهیم یاد بگیریم که تمام انسانها با هم برابرند؟مینویسم در حالی که از خواندن تک تک نامه های بیماران مبتلا به اختلال هویت جنسی،بغضی در گلو دارم.بغضی که میدانم اگر تنها یکی از شما سعی کند جور دیگری باشید،از شدتش کاسته میشود.قطعا" اگر یاد بگیریم دردهای دیگران را باعث خنده و تفریح نشماریم،دنیا چه جای بهتری برای زندگی میشود.

حال توجهتان را جلب میکنم به سرگذشت کسی که اصرار دارد محل زندگی اش ناکجا آباد نامیده شود!سرزمینی بی نام...

...میخواهم سرگذشت زنده بودن-نه زندگی ام-را بنویسم،به هر حال قبلا" نمیدیدیم ولی حالا دیدیم که از ما هم نوشتند.

من هم یکی از هزاران نفری هستم که اجتماع ما آنها را پس زده و به خود اجازه داده تا به عنوان دلقک به آنها نگاه کند و هر گونه رفتار دور از انسانیتی را با آنها انجام دهد.

هفت هشت ساله بودم که متوجه شدم به رفتارهای دخترانه علاقه ی شدیدی دارم.از آنجا که ظاهر ظریفی داشته و دارم،از طرفی مورد توجه خیلی ها قرار گرفتم و از سوی دیگربا تمسخرو تحقیر دیگران مواجه شدم.طوری که همین مسأله تا حدودی باعث گوشه گیری من شد.

روزها میگذشت بی آنکه خانواده ی من دردم را بفهمند چه برسد به این که به دنبال درمانش باشند.

نه سال داشتم که توسط شخصی که در محله ی ما زندگی میکرد مورد آزار جنسی قرار گرفتم.نمیدانم میتوانید معنی این اتفاق و تأثیر وحشتناکش را بر روان من درک کنید یا نه.

من بچه ای بی گناه بودم،هنوز دست چپ و راستم را تشخیص نمیدادم و نمیدانستم چه باید بکنم.افسوس که پناهگاهی نداشتم و آغوش گرمی که بدون ترس بتوانم راز سر به مهر روزهای پر از ترسم را با او در میان بگذارم.

ادامه دارد...

۱۳۸۶ اسفند ۲۹, چهارشنبه

26:. شادباش نوروزی .:














اگر بهار نبود تحویل سالی وجود نداشت،تقویمی وجود نداشت،پیمانه ای نبود برای سنجش و تزوین لحظه های زندگی...
بهار ما،عید ما،سال نو ما یه چیز دیگه هست،بعد از خشکی و سرما طبیعت خشکیده دوباره به سبزی میخندد و به شکوفه مینشیند،این یعنی بهار،این یعنی زندگی و دوباره نفش تازه کردن.
"آهوی خسته"فرارسیدن نوروزی دیگر را به عموم هم میهنان و پارسی زبانان سرتاسر این گیتی پهناور شاد باش میگوید و سالی خوش سرشار از عشق و دوستی را بر همه ی شما آرزومند است.

۱۳۸۶ اسفند ۲۰, دوشنبه

25:. قصه ی من .:

یک قصه دارم که بگوییم ،یک قصه که گفتنش بس دشوار و مخفی کردنش باعث عذاب است

قصه ی چشمان خیس خیس و لبان خشک خشک و قلبی تقلبی

قصه ی امیدی گمگشته،ایمان و آوازی زیر باران

قصه ی تولد،تولد یک افسانه

قصه ی شکوفه ی باران تلخ

قصه ی زندگی در حباب یک نفس بریده

قصه هایی از خرابه های دل من

از آسمان و شبهای صورتی

از سکوت و تنهایی بیکران

از تصویری شکسته و رنگ یک تنهایی

و قصه ای از یاد رفته...

آیا من آماده برای سقوط بودم؟؟؟

آیا من آماده برای کور نوشتن بر روی دیوار تنهایی بودم؟؟؟

چه خوب آشکار کردن اسرارم را از برم،اسراری که میدانم مرا از درون خواهند سوزاند

و اما خوب میدانم کجا زندگی زیباست و من آنرا یگانه دیده ام

من میدانم که هم او بخشنده است

ومن میبینم نوری را که هرگز شما نمیتوانید ببینید

نوری که می درخشد و شما نمی توانید آنرا از من بگیرید...

هرگز حقیقت دور از دسترس شما نیست

حقیقتی که شما چه خوب آنرا در پشت سر پنهان نگاه داشته اید

حقیقتی که اگر زنده باشم خواهم گفت

خواهم گفت اسرار نهان را

وخواهم داشت شانس دوباره....

۱۳۸۶ بهمن ۲۶, جمعه

24:. N.G.O حمایت از مبتلایان به G.I.D در ایران تاسیس شد .:


انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی ايران» با هدف ساماندهي و حمايت از اين دسته از بيماران فعاليت خود را آغاز كرد.

به گزارش سرويس «اجتماعي» خبرگزاري دانشجويان ايران، اين انجمن ضمن دعوت از مردم، بيماران مبتلا به اختلال هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی و خانواده‌هاي آن‌ها، كساني كه به نوعي با اين بيماري درگيرند، كارشناسان، متخصصان و افرادي كه مايل به حمايت از بيماران هستند، براي همكاري با اين انجمن اعلام كرد: افرادي كه خواهان عضويت در انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی هستند، مي‌توانند از طريق نشاني اينترنتي WWW.GID.ORG.IR اطلاعات لازم را كسب كنند.


همچنين شماره نمابر 66908081 و شماره‌ تلفن‌هاي 66908080، 66904040 آماده پاسخگويي به متقاضيان و علاقه‌مندان به عضويت و همكاري با انجمن است.


به گزارش ايسنا، اختلال هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی، نوعي اختلال شناخته شده رواني كه معيارهاي تشخيصي آن در طبقه‌بندي‌هاي علمي انجمن‌هاي روانپزشكي معتبر جهاني توضيح داده شده است.


اين اختلال مشخصا همراه با احساس قوي و پايدار شناخت هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی خود، متناقض با جنسيتي كه فرد از نظر بيولوژيك توسط اطرافيان شناخته مي‌شود، است.


اختلال هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی، اختلالي است كه نمونه‌هاي آن در تمامي جوامع وجود دارد و شيوع آن بر حسب آمارهاي مجامع علمي، از يك در 30 هزار تا يك در 100 هزار نفر جمعيت است.


البته شيوع اين اختلال در جنس مذكر بيشتر بوده و هنوز علت واحدي براي بروز اين بيماري مشخص نشده است.


آمار ابتلا در ايران نيز بر اساس شرايط اقليمي، فرهنگي و محيطي متفاوت است.


اختلال هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی غالبا در سنين كودكي وجود دارد و رفتارهاي مغاير با جنسيت بيولوژيك توسط اطرافيان قابل تشخيص و به گونه‌اي است كه افراد مبتلا بعد از رسيدن به سن بلوغ بيشتر دچار مشكل مي‌شوند، سنيني كه احساس هويت و داشتن نقش مردانه و زنانه اهميت زيادي پيدا مي‌كند.


در سال‌هاي گذشته برخوردهاي متفاوتي با بيماران مبتلا شده و حتي عده‌اي از آن‌ها بدون اين كه ارزيابي روانشناختي شده باشند، خود را به تيغ جراحي مي‌سپارند و پيامد بي‌توجهي به اين افراد نهايتا آشفتگي در روابط مبتلايان به خانواده و جامعه است. بر همين اساس و با توجه به مشكلات پيش گفته، تعريف درست و شناخت اين بيماري، فرهنگ‌رساني، پيشگيري و درمان ـ نه تشويق براي تغيير جنسيت ـ، آشنا كردن مردم با بيماري اختلال هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی به عنوان بيماري نيازمند مداخله در درمان، شناسايي موارد مبتلا و ايجاد بانك اطلاعاتي، پيگيري موارد قديمي و تحقيق درباره سرنوشت آن‌ها، جلب مشاركت مردمي و نهادينه كردن آن در راستاي كمك به بيماران، ايجاد ارتباط با مجامع علمي جهان و جهت‌دار كردن اقدامات درماني و پيگيري موارد، از ديگر اهداف تاسيس انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی است.


بر اساس اعلام اين انجمن، موسسان آن را جمعي از روانپزشكان، روانشناسان و فعالان اجتماعي تشكيل مي‌دهند.


انجمن حمايت از بيماران مبتلا به اختلال هويت جــــ ـنـــ ــســـ ــی اعلام كرد كه در تلاش براي فراهم كردن امكانات و ارائه خدماتي از جمله مددكاري، حقوقي، درماني، ايجاد محيط كار و تحصيل، مسكن، مشاوره‌هاي روانپزشكي و به طور كلي كمك به حل مشكلات اين بيماران، توسط انجمن است.

۱۳۸۶ بهمن ۲۰, شنبه

23:. گزارش بلومبرگ در ارتباط با جراحی تغییر جسمیت در ایران .:


عصر ایران؛ وحید جعفریان - خبرگزاری بلومبرگ در گزارشی به بررسی موضوع تغییر جسمیت در ایران و کمک های مالی دولت در این خصوص پرداخت.

به گزارش عصر ایران، این خبر گزاری مینویسد: "ناصر چندان اعتقادی به حکومت اسلامی ایران نداشت تا زمانی که بابت تبدیل شدن به یک زن کمک مالی دریافت کرد."

خصوصیات این فرد از دوران کودکی با سایر همسن و سالان پسر متفاوت بود به نحوی که لباس های زنانه عمه خود را دزدکی برمی داشت و حتی آرایش می کرد.

در سن 14 سالگی ناصر به والدین خود گفت می خواهد جسمش را تغییر دهد: "متوجه شدم که مشکل دارم و احتیاج داشتم این مشکل را از طریق عمل حل کنم."

ناصر که اکنون 18 ساله است و اخیرا تحت عمل جراحی تغییر جسمیت قرار گرفته می گوید: "در یک کلینیک جنوب شهر تهران تحت عمل قرار گرفتم و دو روز بعد به زنی با نام «هستی» تبدیل شدم."

وی در خصوص اقدامات دولت درباره تغییر جسمیت معتقد است: "حتی اگر مطالب منفی زیادی درباره دولت گفته شود اما اقداماتی هم توسط آن صورت گرفته که مثبت است."

براساس این گزارش هرچند در ایران میان زنان و مردان تبعیض وجود دارد و ه.م.ج.ن.س ب.ا.ز.ا.ن با مجازات مرگ روبرو می شوند اما دولت قصد دارد امسال 6 میلیارد ریال معادل 647 هزار دلار برای کمک به عملیات تغییر جسمیت هزینه کند.

"مهدیس کامکار" یک روان شناس در تهران که با افراد دوجنسی و ترانس سکشوال (t.r.a.n.s.s.e.x.u.a.l) سر و کار دارد معتقد است: "سیاست ها آنگونه که به نظر می رسد متناقض نیستند چرا که در جوامع سنتی فشار بیشتری برای پیروی از نقش های جنسی متعارف وجود دارد."

وی افزود: "در فرهنگ های بسته یک فرد دوجنسی ترغیب می شود تا مسائلی را روشن کند که ابتدا از ظاهر فرد آغاز می شود."

کامکار خاطرنشان کرد: "پوشیدن لباس جنس مخالف یا رفتار کردن همانند وی به حد کافی برای فرد دوجنسی رضایت بخش نیست."

برپایه این گزارش "هستی" در یک خانواده مذهبی رشد کرده و از کودکی با پوشیدن لباس زنانه، آرایش و فر دادن موهای خود والدینش را متعجب کرده است.

در سن 14 سالگی وی از یک مدرسه پسرانه در مشهد واقع در شمال شرقی ایران اخراج شد تنها به این خاطر که رفتارش "غیراخلاقی" به نظر می رسید.

"هستی"با مشاهده مقاله ای در یک مجله محلی مطالب بیشتری درباره افراد دوجنسی یاد گرفت. وی سپس همانند بسیاری از ایرانیان برای یافتن پاسخ سوالات خود که معمولا در خانه مورد بحث قرار نمی گیرد به اینترنت رجوع کرد.

هستی می گوید: "قبلا فکر می کردم یک ه.م.ج.ن.س ب.ا.ز هستم اما خوشبختانه اطلاعات زیادی به دست آوردم و متوجه شدم که در این حالت قرار ندارم."

چهار سال طول کشید تا هستی جسم خود را تغییر دهد. وی در مغازه پوشاک دایی خود و سپس در یک کارخانه مشغول به کار شد تا پول کافی برای انجام عمل را پس انداز کند.

هستی در سن 15 سالگی چهارده ماه آزمایشات پزشکی و روانکاری را پشت سر گذاشت تا مطمئن شود که دارای شرایط لازم برای تغییر جسم است.

در اردیبهشت 85 گروهی از پزشکان اجازه عمل جراحی را صادر کردند.

"معصومه" مادر "هستی"در این باره گفت: "خیلی مشکل بود، هر شب دعا می کردم: خدایا! لطفا اجازه نده که این مساله رخ بدهد. اجازه بده که وی (ناصر)، پسر باقی بماند."

هستی از سازمان دولتی بهزیستی تقاضای کمک مالی کرد و در آبان ماه امسال این سازمان 35 میلیون ریال جهت عمل جراحی پرداخت کرد.

خانواده هستی سرانجام با درخواست وی موافقت کرد و پدرش تنها یک شرط پیش روی او گذاشت: "هستی باید چادر بپوشد."

معصومه که خود نیز همواره چادر بر سر می گذارد اظهار داشت: "قبلا زمانی که هستی آرایش می کرد و بیرون می رفت خیلی در عذاب بودم چونکه فکر می کردم مردم با دید بدی به وی نگاه می کنند."

عمل جراحی هستی که شامل بیرون آوردن اندام های ت.ن.ا.س.ل.ی مردانه و جایگزینی آن با اندام زنانه بود 9 ساعت به طول کشید.

"بهرام میر جلیلی"، دکتر وی یکی از 10 جراح تغییر جسمیت در ایران است.

دکتر میرجلیلی می گوید: وی در طول 12 سال گذشته بیش از 460 عمل جراحی را انجام داده است.

به نوشته بلومبرگ ایران در سال 1984 تحت یک فرمان صادره توسط آیت الله روح الله خمینی اینگونه عمل های جراحی را مجاز اعلام کرد.

"محمد مهدی کریم نیا"، یک روحانی که رساله ای در خصوص "حقوق و وظایف ترانس سکشوال ها" به رشته تحریر درآورده می گوید: "دولت افراد دوجنسیتی را به عنوان افرادی تلقی می کند که در یک جنس اشتباه «گرفتار» شده اند."

سازمان بهزیستی ایران در حال بررسی 16 تقاضای کمک مالی از سوی افراد دوجنسی است.

حسن موسوی چالاک ، رییس دفتر امور آسیب دیدگان سازمان بهزیستی گفت: "افراد ترانس سکشوال و دوجنسی مورد نکوهش قرار ندارند، بلکه آنها همچون هر شهروند دیگری دارای حقوق هستند."

اما به گفته کریم نیا، کتاب قرآن، ه.م.ج.ن.س بازی را محکوم و این اقدم را به عنوان یک "انحراف اخلاقی" توصیف می کند.

هستی می گوید: در زمانی که پسر بوده چند بار به دلیل پوشیدن لباس های جین تنگ در خیابان بازداشت شده است: "ترجیح می دهم در گرمای تابستان با چادر بیرون بروم تا آنکه به عنوان یک ه.م.ج.ن.س باز محسوب شوم."

وی ادامه می دهد: "خودم را از جامعه و از تصور مردم نسبت به خود آزاد کرده ام."

هستی اکنون در حال برنامه ریزی برای زندگی جدید خود به عنوان یک «زن» است: "کاملا از نظر ذهنی آماده ازدواج هستم."

منبع:خبرگزاری عصر ایران-بیستم بهمن ماه 1386

۱۳۸۶ دی ۱, شنبه

22:. پوشش متعارف .:


در این پست میخواهم در مورد لزوم استفاده از پوشش مناسب ( معمولا" مانتو) برای افراد "ام تو اف" صحبت کنم.


یکی از مهمترین مراحل برای ترنس سکشوالهای "ام تو اف" شروع استفاده از پوشش و ظاهر شدن در اجتماع بعنوان یک فرد عادی جامعه میباشد و در این مرحله است که میتوان از نگاههای عجیب و شنیدن انگهای مختلف و بعضا" بی ادبانه رها شد.

کسانی که شروع به استفاده از پوشش کردند همگی از بدست آوردن آرامشی صحبت میکنند که تا به حال در کوچه و خیابان از آن کاملا" محروم بودند.

نگاه اجتماع به یک ترنس "ام تو اف" که بی حجاب در انظار عمومی ظاهر میشود نگاه چندان پسندیده ای نیست،بسیاری از افراد اجتماع از اینکه چرا او دارای چنین ظاهری است اطلاعی ندارند و به همین دلیل نیز قضاوتهای کورکورانه ای صورت میگیرد که در انتها به منحرف بودن، توهین و شاید هم به بروز رفتاری ناپسند و زشت از سوی آنها ختم شود که بهترین راه حل برای رهایی از این وضعییت بغرنج استفاده از پوشش متعارف با جامعه هست که معمولا" با واکنش تند خانواده و حتی ترد فرد ترنس سکشوال به خاطر آنچه که ریختن آبرو نامیده میشود.

اغلب خانواده ها همانند کبکی که سرش را در برف فرو کرده میمانند، بعضا" از درد و رنجی که فرزندشان در بیرون از خانه بر اثر دیدن رفتارهای عجیب و غریب و شنیدن حرفایی بس رکیک و زشت و یا خطرها یی که ممکن است هر آن گریبانشان را بگیرد بی خبرند و یا اگر آگاه تقصیر را بر گردن خود فرد می اندازند و این امر را کاملا" طبیعی جلوه میدهند.

افسردگی تنهایی و درد و رنج و غم به اصطلاح جگرگوشه خود را به حضور مستمر و مفید بهمراه پوشش متعارف و داشتن کمترین حق و حقوق شهروندی را برای فرزند خود ترجیح میدهند فرزندی که با داشتن مشکلات پیچیده و کمر شکنی که روزانه با آن سر و کار دارد دیگر تحمل شنیدن حرفها و نگاه های نامربوط را ندارد.

استفاده از پوشش مناسب نه تنها باعث از بین رفتن نگاه های سنگین و خلاصی فرد ترنس سکشوال از خطراتی که ممکن است روزانه او را در اجتماع تهدید کند میشود بلکه خود فرد نیز میتواند با اعتماد به نفس و آرامش در جامعه حضور پیدا کند و حتی این امر در درک مسئله ترنس سکشوالیزم از طرف افراد مختلفی که با آنها روبرو میشویم بسیار موثر و باعث به رسمیت شناخته شدن در جامعه میشود…


۱۳۸۶ آذر ۱, پنجشنبه

21:. گزارشی از جراحی تغییر جسمیت در ایران .:


ظاهرش مردانه به نظر می رسد ، از سینه پهن ، بازوان عضلانی ، ریش تیره پر پشت گرفته تا صدای کلفت ؛ مشکل می شود باور کرد او روزی یک زن بوده است.



تا چهار سال بیش که تحت عمل جراحی تغییر جسم قرار گرفت در واقع یک زن به تمام معنا بود ولی بالاخره در سن ۲۵ سالگی تصمیم خود را گرفت و تغییر جسم داد ؛ حالا همه او را به نام سعید می شناسند حتی شناسنامه او می گوید که او دیگر سعید است.



شوهر سابق او به نوعی او را تشویق کرده بود که تغییر جسم بدهد و حالا هم که یک مرد شده است همچنان با شوهر سابق خود دوست است.



به گفته خودش به تازگی با دختری نامزد شده است و به زودی با هم ازدواج خواهند کرد.

او که می خواهد اسم کاملش منتشر نشود در این باره می گوید: از این که تغییر جسم دادم احساس رضایت می کنم چون زندگی ام را دوست دارم و کوشش می کنم که خودم و دیگران هویت گذشته من را فراموش کنند.


وی می افزاید : در ۲۵ سالگی تغییر جسم دادم ولی باور تبدیل شدن از یک زن تمام عیار به یک مرد برای خودم هم مشکل است.



یک فرد نزدیک به سعید درباره او می گوید : هیچکس به اندازه یک قاضی که اجازه عمل جراحی تغییر جسم او را صادر کرده نتوانسته بود به او کمک کند.



چندی پیش در خبرها به نقل از یک مقام مسوول آمده بود که عمل های جراحی تغییر جسم در ایران افزایش یافته است و دختران جوان زیادی تمایل پیدا کرده اند که جسم خود را تغییر دهند.



موضوع قدری آرام و مبهم مطرح شد و عکس العملهای پیرامون آن به دشواری مجال بروز یافت.



عده ای می گفتند شرایط امروز جامعه ما به گونه ای نیست که بتوان ابعاد و پیامدهای چنین مسائلی را به سادگی تشریح کرد اما نکته مهم این است که در پیش گرفتن یک خط مشی روشن در قبال وقوع چنین پدیده ای در جامعه چندان ساده به نظر نمی رسد.



برخی معتقدند که ایجاد فضای باز در جامعه و از میان رفتن محدودیت ها ، تعداد بیشتری از دختران و پسران ایرانی را به سمت تغییر جنسیت آگاهانه سوق داده است و برخی دیگر می گویند تغییر جسم یک گناه نابخشودنی و ناشی از ه.م ج.ن.س گرائی است که به هر طریق ممکن باید جلوی اشاعه آن را گرفت.



بحث مربوط به افزایش عمل های جراحی تغییر جسم در ایران از آنجایی آغاز شد که چند رسانه غربی اخباری را پیرامون احتمال شیوع آن مطرح کردند.



طبق آمار سازمان بهداشت جهانی ، از هر یکصد هزار پسر و از هر چهار صد هزار زن در جهان یک نفر تغییر جسم می دهند و علاقه به تغییر جسم در پسران به مراتب بیشتر از دختران است.



در حال حاضر با افزایش درک و آگاهی مردم و مسوولان گرایش به تغییر جسم در ایران دیگر نه تنها یک گناه محسوب نمی شود بلکه در شرایطی برای هماهنگی ارگانیزم بدن با آنچه به سمت آن تمایل نشان داده می شود مفید ارزیابی می شود.



در واقع تحت شرایطی خاص و بنا به حکم دادگاه افرادی به طور قانونی این اجازه را پیدا می کنند که به راحتی تغییر جسم بدهند.



یک پزشک متخصص به نام “رحمان ف” که گفته می شود در عمل های جراحی تغییر جسم صاحب نظر است با اینکه سعی در انکار تخصص خود دارد، می گوید: به تدریج این واقعیت که ممکن است کسانی تمایل داشته باشند جسم خود را تغییر دهند تا یک زندگی عادی داشته باشند پذیرفته می شود.



وی می افزاید : گمان می کنم افزایش تقاضا برای عمل تغییر جسم نه تنها دیگر استثناء و زشت نیست بلکه به عنوان یک راه علاج اصولی برای درمان بیماری های دردناک مطرح است.



وی معتقد است که همیشه مشکل این بوده است که با بیماری و ناهنجاری برخورد دفعی و تهاجمی صورت پذیرفته و کمتر از بعد علمی و رفتار درمانی به اینگونه مسائل پرداخته شده است.



کسانی که بتوانند به طور قانونی و با تشخیص پزشک و دادگاه صالحه اجازه تغییر جسم بگیرند، می توانند شناسنامه جدید نیز دریافت کنند.



در سالهای قبل از انقلاب سیاست خاصی در رابطه با تغییر جسم وجود نداشت و آن دسته از کسانی که خواست شخصی ، امکان مالی و ارتباطات لازم را داشتند می توانستند از معالجات پزشکی و شناسنامه جدید برخوردار شوند.



پس از انقلاب به دلیل فضای ارزشی حاکم بر جامعه خواستاران تغییر جسم و کسانی که مایل بودند به ظاهر جنس دیگر در آیند در ردیف افراد ه.م.ج.ن.س.گ.ر.ا محسوب شده و قانون کیفری در مورد آنها اعمال می شد.



به گفته یک مسئول سازمان بهزیستی ولی در سال ۱۳۶۴ با فتوای امام خمینی (ره)تغییر جسم با دلایل مستند پزشکی و روانپزشکی جنبه شرعی یافت و افراد متقاضی پس از تایید پزشکی قانونی و حکم دادگاه می توانستند به مراکز ویژه عمل های جراحی مراجعه و تحت عمل تغییر جسم قرار گیرند.



پس از فتوای امام خمینی (ره) برای اولین بار عمل جراحی تغییر جسم در شهر اصفهان انجام شد که در حال حاضر در اغلب شهرهای ایران این عمل انجام می شود و تعدادی از بیمارستانهای دولتی نیز اقدام به انجام چنین عمل های جراحی ای می کنند.



یک کارشناس دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی در این زمینه گفت:”Transsexual” به معنی دگر جنس خواهی ، یک نوع اختلال هویتی شناخته شده روانپزشکی است که در آن فرد به طور مستمر از احساس تعلق به جنسیتی که به آن متعلق است، ناراضی است و با جنس مخالف خود همانند سازی می کند.



دکتر “وامقی” در گفت و گو با خبرنگار سینا افزود: این بیماری جدیدی نیست ولی به نظر می رسد نمود بیشتری در سالهای اخیر پیدا کرده است.



به گفته وی ، ردپای این بیماری در تاریخ نیز دیده می شود به طور مثال یکی از درباریان فرانسه سالها به کسوت مردانه به عنوان سفیر کار می کرده در حالی که زن بود.



وی افزود : این بیماری تنها مربوط به فرهنگ و یا منطقه خاصی نیست و در تمامی فرهنگها و ادیان دیده می شودوهمانند تمامی بیماریهای روانی در آن جنبه های ژنتیکی ، محیطی و آموزشی و یادگیری وجود دارد.



وی می افزاید: تغییر جسم زیر مجموعه ای از یک اختلال هویتی است که تمامی افراد دارای اختلال هویتی به آن مرحله نمی رسند و بلکه تنها ده درصد افراد دارای اختلال هویتی به مرحله تغییر جسم می رسند.



وی تاکید کرد : بدون شک در این بیماری زمینه های فردی وجود دارد که در مجاورت با شرایط محیطی موجب بروز این مشکل می شود.



وی ادامه داد : هیچ کار پژوهشی بر روی افراد مبتلا ، پس از عمل جراحی وجود ندارد ولی شواهد نشان می دهد که اغلب این افراد از عمل خود راضی هستند و از این که تغییر جسم داده اند پشیمان نمی شوند.



وی گفت: از لحاظ علمی عمل جراحی برای این افراد ضروری است زیرا فرد به مرحله ای رسیده است که نمی تواند جسم خود را قبول کند و در رفتارهای اجتماعی خود نیز دچار مشکل می شود و به همین دلیل برای افرادی که به این مرحله برسند عمل جراحی توصیه می شود.



وی ادامه داد : تعداد افراد مبتلا به اختلال هویت مشخص نیست ،چون اغلب افراد دارای اختلال هویت به پزشک مراجعه نمی کنند.



وی تصریح کرد : بروز این بیماری در سنین پیش از دبستان دیده می شود ولی این که اطرافیان و خانواده این فرد چه زمانی متوجه بیماری وی شوند ، ممکن است در سنین جوانی بروز کند.



دکتر وامقی افزود: طبق آمار سازمان بهداشت جهانی در ایران حدود ۷۰۰ مورد تغییر جسم داریم ولی در آمار پزشکی قانونی حدود ۳۵۰ نفر تا کنون تغییر جسم داده اند که البته این آمار پایین به این دلیل است که بسیاری از این افراد در خارج از کشور عمل جراحی می کنند.



به گفته وی ، حداقل ۷ تا ۸ مرکز هستند که در ایران اقدام به این عمل جراحی می کنند.

وی ادامه داد : فلسفه فتوای حضرت امام خمینی(ره) این است که در واقع در مذهب شیعه ارجحیت با انتخاب روح است و روح را به بدن مترتب می دانند و از لحاظ علمی نیز هیچ یک از افرادی که به این مرحله از بیماری می رسند بهبود نخواهند یافت و عمل جراحی تنها راه درمانی است که جایگزین ندارند.


کارشناس سازمان بهزیستی گفت : در سال ۸۰ کمیته ای کشوری برای رسیدگی به وضعیت بیماران transsexual” “تشکیل شد که بخش حمایتی این کمیته به عهده سازمان بهزیستی کشورگذاشته شد.



وی ادامه داد : در حال حاضر افرادی که برای تغییر جسم مراجعه می کنند به روانشناسان معرفی می شوند و تحت حمایت قرار می گیرند.



وی افزود : با ارجاع این افراد به پزشکی قانونی و دادگاه حکم عمل گرفته می شود و وامی به عنوان کمک هزینه عمل جراحی نیز در اختیار آنها قرار می گیرد.



به گفته وی ، هزینه هایی که بهزیستی می تواند متقبل شود خیلی پایین است و هزینه های درمانی عمل جراحی در کشور بالاست .



یک روان شناس درباره علل گرایش به تغییر جسم می گوید: شاید نتوان دلیل روشنی برای این کار بیان کرد ولی می توان گفت نوجوانان در حال بلوغ، باید مواظب باشند که در رفتارهای اجتماعی شان نقش جنس مخالف را به عهده نگیرند.



“رضا بیاتی مقدم” می افزاید : مثلا کودکان در بازی های خود عهده دار نقش های مختلف می شوند، به طور مثال یک دختر هفت ساله ممکن است نقش یک پسر را بازی کند یا یک پسر ۱۰ ساله نقش یک دختر را، به این ترتیب آنها در کشاکش همین نقش های خیالی رشد کرده و باور می کنند که می توانند در نقش های فرعی خود تواناتر ظاهر شوند.



بیاتی مقدم در ادامه می افزاید: اگر دقت کرده باشید بازیگران سینما و تلویزیون در بیان خاطرات خود گفته اند که باید چنان در نقش سینمایی یا تلویزیونی خود فرو روند که احساس کنند یک شخصیت جدید هستند و این نقش بازی کردن ها در رفتار اجتماعی نیز مصداق دارد و می تواند آیینه تمام نمای یک عمر رفتار و زندگی آدمی باشد.



وی تصریح می کند : محدودیت های قانونی و سنتی جامعه درباره افرادی که خواهان تغییر جسم شده اند به تدریج از بین رفته است و قانون و حتی حوزه های تاثیرگذاری مثل روحانیون دیگر مثل گذشته برخورد با این موضوع ندارند.



وی خاطر نشان می کند : امروزه سیستم قضایی اطلاعات بیشتری درباره این پدیده دارد و برخی از روحانیون حتی تغییر جسم را راه حلی برای کسانی که در مورد جسم خود دچار مشکل هستند می دانند.



مساله تغییر جسم در کنفرانسی که به منظور بررسی این موضوع در تیر ماه در تهران برگزار شد با حضور تعدادی از مقامات کشورهای خلیج فارس مورد بحث قرار گرفت.



بنا بر اظهارات منابع آگاه در حوزه علمیه قم یک روحانی به نام “محمد مهدی کریمی نیا “در حال نوشتن رساله ای درباره تغییر جسم است.



این روحانی مدعی است که برخی روحانیون و محققان حوزه علمیه او را تشویق کرده اند که بر روی این موضوع کار کند.



آنها گفته اند تحقیق وی می تواند ، انچه را که در جامعه به افراد خواهان تغییر جسم زده می شود برداشته و حکم مذهب را در این باره روشن کند.



یکی از فعالان حوزه تغییر جسم “مریم. م” است که در گذشته مردی به نام فریدون بوده است.



مریم در دوران شاه آرزو داشت زن بشود اما امکان مالی عمل جراحی برای او فراهم نبود و علاوه بر این وی در این باره به دنبال رهنمود مذهبی بود.



فریدون در سال ۱۳۵۶ وضعیت خود را در نامه ای به حضرت امام خمینی (ره) که در پاریس و در تبعید بسر می بردند ، نوشت.



امام خمینی نیز در پاسخ به وی گفته بودند که وضعیت او با ه.م ج.ن.س گرایی تفاوت دارد.



مریم سرانجام در سال ۶۴ موفق می شود از دولت اجازه عمل جراحی بگیرد اما به دلیل عدم توانایی مالی در سال ۱۳۷۶ دولت هزینه عمل جراحی او را در بانکوک تقبل کرد.



در سال ۱۳۷۹ ، مریم سازمانی را برای کسانی که مشکل هویت جنسی دارند تاسیس کرد.



حتی گفته شده که یک انجمن خیریه اسلامی نیز با وامی برابر با ۱۲۰۰ دلار به عنوان کمک هزینه هر عمل جراحی برای تغییر جسم موافقت کرده است.



“عباس . ک ” جوان ۱۹ ساله تهرانی درباره رفتارهای مقتدرانه برخی دخترها می گوید: از چنین موجوداتی به شدت متنفرم و دوست دارم همسر آینده ام ظرافت های زنانه خود را داشته باشد.



پدرام موسوی ۲۱ ساله نیز می گوید: از افزایش تمایل دختران به موتورسواری و دوچرخه سواری می توان فهمید که دختران تا چه حد جنسیت گریز هستند و این مساله برای اجتماع یک فاجعه است.



آیت الله موسوی تبریزی دبیر مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم درباره نکات شرعی تغییر جسم می گوید: اگر کسی بدون دلیل و بدون داشتن مشکل هویتی و بیماری روحی بخواهد اقدام به تغییر جنسیت کند شرعا کار حرامی را مرتکب شده است.



وی در ادامه می افزاید : مساله این است که از نظر واقعی دختری ممکن است پسر باشد ولی در ظاهر از هنگام تولد آلت غیر پسرانه داشته باشد در این صورت هم نه تغییر جنسیت بلکه تغییر ظاهری جسم مطرح است که شرعا بلا اشکال است.



وی با بیان فقهی این مساله دو مورد” خنثی مشکل” و “خنثی غیر مشکل “را مطرح می کند و می گوید: فردی که خنثی مشکل است در یک آن می تواند هر دو جسنیت را دارا باشد و این را کاری نمی توان کرد اما خنثی غیر مشکل باطنا یک جنس دیگر است اما ظاهرا جنس دیگر را دارد که اینجا می توان تغییر ظاهرا جنسیتی انجام داد.



دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهداشت جهانی از حدود سه سال پیش با دعوت مرکز امور زنان وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی کشور با همکاری سازمان پزشکی قانونی و دانشگاه علوم پزشکی کمیته ای را برای افراد متقاضی تغییر جسم تشکیل داد.



مدیر کل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی درباره فعالیت این کمیته ، گفت : با تشکیل کمیته حمایت از افراد متقاضی عمل جراحی تغییر جسم ، در سه سال گذشته حدود ۶۰ نفر از این بیماران تحت حمایت سازمان بهزیستی قرار گرفته اند.



“سید هادی معتمدی ” افزود : تغییر جسم از دختر به پسر حدود ۱۵ تا ۲۰ میلیون تومان هزینه دارد که با توجه به بودجه در اختیار این مرکز که سالانه ۲۰ میلیون تومان است نمی توان بیش از یک نفر را تحت پوشش حمایتی قرار داد ولی با کمکهای انجام شده سالانه حدود ۲۰ نفر تحت پوشش قرار می گیرند.



به گفته وی ، این بیماری پدیده جدیدی نیست ولی نسبت به کل بیماری های هویتی شیوع بالایی دارد که در بسیاری از موارد خانواده ها مقصر هستند.

وی تاکید کرد : بسیاری از این افراد دو جنسیتی واقعی نیستند ولی از نظر روحی و روانی می خواهند تغییر جسم دهند.


وی تصریح کرد : اغلب این افراد طی ۲۰ سال پشیمان می شوند و تحقیقات نشان داده است که چون امکان بازگشت برای این افراد وجود ندارد اقدام به خودکشی در این بیماران بالا است.


برگرفته از سایت ( پزشکان بدون مرز )

۱۳۸۶ آبان ۱, سه‌شنبه

20. ناگفته ها .:


در کشور ما یکی از بزرگترین مشکلاتی که افراد ترنس سکشوال با آن دست به گریبانند عدم اطلاع پزشکان جراح از تکنیک و متد صحیح جراحی تغییر جسم است.بسیاری از افراد بعد از طی کردن مراحل اخذ مجوز و بدست آوردن رضایت خانواده به مرحله عمل جراحی میرسند اما باید گفت بر خلاف تبلیغاتی که انجام میشود پزشکانی که متد این جراحی را آموخته باشند در ایران وجود ندارند.



ما اسامی بسیاری را میشنویم و گاهی اوقات از آنها تعاریف اغراق آمیزی نیز وجود دارد،باید گفت متاسفانه هیچکدام از این پزشکان از روش استاندارد و صحیح این عمل دشوار اطلاعی ندارند و اکثر افرادی که توسط آنها تحت جراحی قرار میگیرند دچار عوارضی میشوند.متاسفانه این یک مشکل بزرگ و جدی است تا به حال چاره ای برای آن از طرف مسئولین اندیشیده نشده است.



عده زیادی از افرادی که به مرحله عمل میرسند به دلیل ترس از آینده و نتیجه ،دست به این کار نمیزنند و بلاتکلیف میمانند.هزینه جراحی تغییر جسم در خارج از کشورهم به قدری بالا هست که هر کسی از عهده پرداخت آن بر نیاید.



به همین دلیل افراد زیادی بعد از کشیدن ریاضتهای بسیار و فراهم کردن پول کافی به ناچار به سراغ همین پزشکان داخلی میروند که به احتمال زیاد از نتیجه کار رضایتی نخواهند داشت و علی رقم این که بیمار دچار عوارض شدیدی می شود پزشکان مسئولیتی به گردن نمیگیرند و یا اینکه برای انجام عمل ترمیمی تقاضای هزینه بیشتری می کنند.



در این میان به دلیل مشکلاتی که این بیماران با آن دست و پنجه نرم می کنند یا از پیگیری و طرح شکایت منصرف می شوند و یا به شکایت آنها رسیدگی نمی شود و یا اینکه مجبور به پرداخت هزینه اضافی برای جراحی ترمیمی میشوند که باز هم مشخص نیست که نتیجه کار راضی کننده خواهد بود یا خیر.



ممکن است از افرادی که این عمل را انجام داده اند و مشکلی نیز نداشته اند نام برده شود ولی باید گفت در صد خطای این عمل جراحی توسط پزشکان داخلی بسیار بسیار بالاست.شاید عده ای هم وجود داشته باشند که از نتیجه کار راضی باشند و همین افراد به صورت گلچین شده توسط پزشک جراح به بیمار مراجعه کننده بعنوان نمونه معرفی می شود اما باید دانست که احتمال موفقیت عمل بسیار پایین است.



متأسفانه این مسئله تبدیل به وسیله ای برای سو استفاده و کسب در آمدهای کلان برای عده ای از افراد شده است که اکثر آنها دارای تخصصهای غیر مرتبط مانند جراحیهای زیبایی،بینی و .............. هستند،به این صورت که افراد ترنس سکشوال به ناچار مجبور به مراجعه به این افراد میشوند و پزشکان هم به خاطر وجود بازار انحصاری نیازی به دادن تضمین نمیبینند و در صورتی هم که نتیجه عمل رضایت بخش نباشد به دلایل ذکر شده مشکلی برای آنها ایجاد نمیشود و با خیال آسوده به جراحی هایی از این نوع ادامه خواهند داد.



این صحبتها جدید به نظر میرسند اما مطمئنم که حرف دل بسیاری از افرادیست که به همین دلیل بلا تکلیف مانده اند.



در بسیاری از مقاله های داخلی و خارجی مشخصأ از شخصیتی خاص و کلینیک وی در یکی از بلوارهای تهران همراه با تعاریفی اغراق آمیز و غیر واقعی نام برده میشود به این صورت که ایشان ایران را تبدیل به بهشت برای افراد:. تی. اس.: کرده است و جراحی های ایشان ایران را تبدیل به کشوری پیشرو در ضمینه جراحیهای تغییر جسم نموده است و از کشورهای عربی و اروپائی هم برای جراحی به کلینیکایشان مراجعه میکنند.



البته اکثر این مطالب و گزارشات بخاطر عدم اطلاع کافی نویسندگان و خبر نگاران است و اما به هیچ وجه این مطالب صحیح نمی باشند.



این پزشک معروف تعداد بالایی از این جراحیها را در ایران انجام میدهد و به عنوان متخصص اینکار در ایران شناخته میشود اما باید گفت بسیاری از افرادی که توسط ایشان جراحی شده اند از نتیجه کار رضایتی ندارند و البته کسی هم جوابگوی آنها نیست.



این معضل بسیار بزرگیست،بعد از عدم رضایت خانواده ها به دلایل فرهنگی،این یکی از اصلی ترین مشکلاتی است که افراد ترنس سکشوال با آن دست به گریبانند و حتی کمکهای مالی که از سوی سازمان بهزیستی و سایر ارگانها برای درمان در اختیار افراد :. تی. اس .:قرار میگیرد به دلیل عدم وجود پزشک متبحر در ایران چندان کارایی ندارد.



مشخصأ دو پیشنهاد وجود دارد:



1:فرستادن تیم پزشکی از داخل برای آموزش در خارج از کشور.



2:آوردن تیم پزشکی حرفه ای از خارج به دا خل کشور.



در صورت حل این مشکل بار بزرگی از دوش بیماران برداشته و فرصت سود جوئی از برخی گرفته خواهد شد و افراد ترنس سکشوال از بلا تکلیفی قبل از عمل و در بدری ناشی از عوارض بعد از عمل رها خواهند شد مخصوصأ که بسیاری از این افراد دارای مشکلات عدیده دیگری هستند که اگر سلامت جسمی آنها نیز به خطر بیفتد در وضعیت بسیار بغرنج تری گرفتار خواهند شد.



در آخر از همه دوستان وبلاگ نویس و افرادی که با مسئولان مربوطه به هر شکلی در تماسند تقاضا دارم نسبت به انتقال این موضوع و شرح این وضعییت اقدام و برای رفع این معضل بکوشند.


(( مدیریت این وبلاگ به هیچ عنوان قصد توهین به فرد یاافرادی را ندارد آنچه که خواندید تنها واقعییاتی از جراحی تغییر جسم در ایران بود.))


۱۳۸۶ شهریور ۴, یکشنبه

19:. آغازی دوباره .:


با درود فراوان به تمام خوانندگان عزیز آهوی خسته...


من آهو یک ترنس سکشوآل به دخترهستم،همانطور که شاهد بودید این وبلاگ چندی است که بروز نگردیده.


شیوای عزیزم(نویسنده ی پیشین این وبلاگ)که یکی از بهترین دوستان من است از من خواسته تا از این به بعد مدیریت این وبلاگ را بر عهده گیرم و من نیز امیدوارم به خوبی از پس این مهم برآیم.


شما نیز با نظرات،پیشنهادات و انتقادات خود من را در این امر یاری رسانید...


با تشکر:..آهو..:

۱۳۸۵ مهر ۱۶, یکشنبه

18:. ظاهر افراد ترنس سکشوآل .:


معمولآ ترنس ها چه ام تو اف و چه اف تو ام ظاهری متفاوت دارند که باعث می شود از بقیه افراد قابل تشخیص باشند.


در این میان اف تو ام ها نه تنها زیاد مشکلی ندارند بلکه در بعضی جاها برای اونها تاثیر مثبت هم داره. ولی این ظاهر مشخص برای ام تو اف ها بسیار درد سر ساز هستش .

این ظاهر باعث انگشت نما شدن و نگاه های سنگین و بدتر از این ها شنیدن حرف های زشت و انگهای بسیار خوردن و بی احترامی و رفتارهای بد دیگران می شود .

ام تو اف ها هم در واکنش به این برخورد ها یا منزوی بودن رو انتخاب می کنند یا بی خیالی پیشه می کنند اونقدر که این انگ ها و حرف های زشت دیگه براشون زیاد ناراحت کننده نیست .

اما آیا راهای دیگری هم هست ؟

معمولآ این جور مواقع توصیه می شه که خب ظاهرتون رو طوری درست نکنید که این مشکلات هم براتون پیش بیاد . ولی من و شما می دونیم که این توصیه ها عملی نیست. چون برای مثال هر وقت خانومی حاضر شد ریش داشته باشه اون وقت این جور توصیه ها هم عملی می شه .

اما راه دیگر : چیزی که باعث شنیدن حرف های زشت یا انگهای بسیار می شود فقط داشتن ظاهری خاص نیست . بلکه رفتار خود ما هم موثر هستش . یعنی اون چیزی که باعث می شود افراد جامعه برداشت خودشون رو از ما داشته باشند نه فقط ظاهر بلکه اون شخصیت و رفتاری که از خودمون بروز می دهیم هم هست .

البته این فقط برای افراد عادیه جامعه صدق می کنه نه برای کسانی که از داشتن حداقلی از شعور هم محروم هستند .

پس می شه با داشتن رفتار و کنشی بسیار سنگین و با وقار و تا حدی جدی ( نه لزومآ مردانه) خودمون رو طوری معرفی کنیم که اکثریت متوجه بشوند که ما اون چیزی نیستیم که ممکنه در نگاه اول به نظر بیاییم.

این که رفتار جدی و با وقار چگونه هستش به خودمون بستگی داره و هر کسی با روش خودش می تونه بهش برسه . ولی برای مثال حالتی که به چهره خودمون می دهیم بسیار موثر هستش . مثلآ بی خودی لبخند نزنیم یا موقع حرف زدن طوری باشیم که مخاطبمون نا خوداگاه احساس کنه که اجازه هر برخوردی رو نداره .

البته این ها هم فقط باعث می شه تا حد زیادی جلوی توهین ها گرفته بشه . وگرنه نگاههای سنگین و متعجب که تحمل این ها هم بسیار بسیار سخت هستش همچنان ادامه خواهد داشت .


نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)