۱۳۸۴ بهمن ۳۰, یکشنبه

13:. یک گفتگوی واقعی .:


من : مامان با بابا صحبت کردی ؟ راجبه همین عمل جراحی؟



مامان : آره ولی نه من راضیم نه اون .


من : چرا ؟ دلیلش چیه ؟ چرا راضی نیستین ؟


مامان : چون که ما نمی تونیم . این خیلی لقمه بزرگیه برای ما .


من : خب این جوری که نمی شه پس من چی کار کنم ؟ چقدر بشینم کنج خونه ؟


مامان : نشین خب.یه کاری واسه خودت جور کن .


من : کار خونگی از کجا بیارم ؟


مامان : چرا کار خونگی ؟ مگه بقیه چی کار می کنن ؟


من : بقیه خیلی کارا می کنن که من نمی تونم بکنم اینم روش .


مامان : خب چی می خوای بگی ؟ فکر کردی تغییر جنسیت بدی دیگه خوشبخت می شی ؟


من : نه همچین فکری نکردم . خودم می دونم اونم هزار تا مشکل داره ولی هر چیه از الان بهتره .


مامان : تو رو خدا این جوری کرده . تو نباید با خواسته خدا بجنگی که .


من : خدا درد می ده درمونم می ده . خیلیا هستن مادر زاد یه مشکلی دارن . نباید خودشونو درمان کنن؟ باید همونجوری بمونن که یه وقت با خواسته خدا نجنگیده باشن ؟


خدا علاوه بر بیماری عقل و همت داده که ازش استفاده کنیم .



مامان : ما نمی تونیم من نمازم ترک نشده .حالا چه جوری ……


من : هیچ ربطی نداره . اتفاقآ اون جوری بخوای بگی طبق نظر خیلی از علما از نظر شرعی واجبم هستش .


مامان : من اون دینو قبول ندارم .


من : دینی که خودت دوست داشته باشی قبول داری ؟ خب ما نداریم همچین دینی.شاید اینکی جدیده مال شما باشه . ولی دین من همون قبلیس.


مامان : بابا این همه هستن مثل تو دارن زندگیشونو می کنن . تو هم مثل اونا .


من : کو ؟ کجا هستن این همه ؟ من چرا ندیدم تا حالا ؟ مثل خودم زیاد دیدم ولی یا رفتن عمل کردن یا خود کشی . از اونایی که شما می گی من ندیدم .


مامان : تو اگه خودت بخوای خوب می شی .



من : خب مشکل همینه که من نمی خوام . اگر می خواستم که دیگه مشکلی نبود . خواستنو نخواستن که دست خود آدم نیست . یکی که مثلآ رنگ آبی رو دوست داره می تونه دیگه نخواد که دوست داشته باشه ؟ مگه از اول خودش خواسته بوده ؟


من : مامان خودتم می دونی که اینا همش بهونس . شما خودتون دوست ندارین . من می خوام بدونم چرا ؟


مامان (با گریه) : خب من تو رو همین جوری می خوام . می خوام که پسر باشی .


من : به نظر تو من الان پسرم ؟ چه نشونه ای از پسر بودن تو من میبینی ؟


مامان : سکوت ……


من : تازه من که نمی تونم تا ابد بر اساس خواسته دیگران زندگی کنم . پس خودم چی ؟


مامان : گریه ……


مامان ( با گریه ) : من نمی تونم . من نمی تونم تحمل کنم . نمی تو نم ….


من : چطور من می تونم . من 17 سالم بود یواشکی می رفتم پیش این روانشناس و اون روانپزشک کارامو می کردم . نه به کسی می گفتم . نه کسی کمکم می کرد . خودم هزار تا مشکل داشتم . ولی کسی نبود کمک کنه . ( با گریه ) چطور منه 17 - 18 ساله تحمل می کردم ؟ اون وقت مادر میان سالم نمی تونه تحمل کنه ؟ بر عکس شده ؟


مامان : گریه ……


من : مامان اولش سخته . به خدا بعدش عادت می کنین . کنار میاین .


مامان : گریه …… بد بخت می شی . یه عمر انگشت نشون می شی .


من : اگه خونمو عوض کنیم به جز فامیل کسی منو نمی شناسه که . مگه بقیه علم غیب دارن که بدونن من قبلآ چی بودم ؟


من ( با گریه ) : مامان من دیگه این جوری نمی تونم . خودتم می دونی . حالا سخته هر چیه باید انجام بدیم ابن کارو . چاره دیگه ایی نیست . من ذیگه نمی تونم این جوری زندگی کنم …… نمی تونم ….


نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)

۱۳۸۴ بهمن ۱۵, شنبه

12:. تجربیات من در مواجهه با خانواده .:


همه می دونن مشکل اصلی ما ترنس ها راضی کردن خانواده ها برای عمل تغییر جسم هستش . اکثریت غریب به اتفاق خانواده ها به شدت هر چه تمام تر با این کار مخالفت می کنن . خانواده منم همینجوری بودن . ولی خب من اونقدر باهاشون حرف زدم و اونقدر گفتمو گفتم که حالا دیگه کم کم فهمیدن که بله بچه ما مشکلش اینه اینجوریم نمی شه زندگی کرد .


خب من می خوام یه خورده از این تجربیات سرسام آور خودم بگم . هر چند محیط هر خانواده ای فرق داره و برخورد متناسب خودش رو می خواد . ولی فکر می کنم که مفید باشه .


خب مسلمآ وقتی ما بر اولین بار تصمیم می گیریم که مشکلمون رو به صورت علنی مطرح کنیم خانواده تعجب چندانی نمی کنه و شوکه نمی شن . از این بابت خیالتون راحت . چون اونا از بچگی رفتار ما رو دیدن و حتی بعضی وقت ها به خودمونم گفتنو سرزنشمونم کردن .


من اول خودم یواشکی می رفتم پیش روانپزشک و مشاور . می دونستم که برای افرادی مثل ما تغییر جسم انجام میشه . بنا براین یه روز بعد از هماهنگ کردن با روانشناسم مادرمو بردم پیشش . به نظرم این جوری بهتر بود تا این که خودم بهش بگم .


اوایل وقتی این موضوع مطرح می شه واکنش طبیعی اینه که والدین اصلآ وجود این مشکل رو انکار می کنن . مثلآ اون اوایل که با مادرم می رفتم پیش دکتر خیلی راحت بر می گشت می گفت …. نه !!!! اصلآ بچه ی من دخترونه نبود . نه !!! کاملآ طبیعی بود مشکلی نداشت اصلآ . اون موقع منم شاخ در میاوردم که واااا !! این همون مادر منه که همش سر کارای من جنگ و دعوا داشتیم که چرا تو مهمونی میای پیش دخترا ؟ چرا آرایش می کنی ؟ چرا اینجوری رفتار می کنی ؟ چرا اونجوری …..


حالا اومده با خونسردیه کامل می گه . نه !!!! رفتارش معمولی بود دخترونه نبود . من که چیزی ندیدم ….


خلاصه شما حواستون باشه مثل من شاخ در نیارین چون این واکنش ها طبیعیه و عمومیت داره .


تو این راه حرف های خیلی خنده دارو بی معنی می شنوین . مثلآ میگن که این روانشناسا خودشون دیوونه ان . کم دارن . تو هیچیت نیست همش تلقینه . بی خودی میای پیش اینا یه اسمم میزارن روت . قشنگ برو زندگیتو بکن …. یه استدلال استاندارد مشترک هم دارن که من از بقیه دوستامم پرسیدم همینو به اون ها هم گفته بودن : این روانشناسا دکون باز کردن که از شما ها پول بگیرن . الکی یه اسمی می ذارن روت که فقط هی پول بگیرن ازت . شما هم اینجور موقع ها باید بگین که هر کسی در ازای کاری یا خدماتی که انجام میده پولم میگیره . نمی شه مثلآ بگیم ما دیگه وقتی مریض می شیم نریم دکتر چون دکتره یه وقت ممکنه به ما دروغ بگه از ما پول بگیره . به هر حال کارشونه . در ازای کارشونم یه مبلغی می گیرن . و گر نه روانشناس یا دکتر مفتی ما نداریم که شما بهش اطمینان کنین .


وقتی به این مرحله برسین سعی می کنن دیگه با شما پیش دکتر نیان یا حتی نزارن شما برین . اصلآ نباید کوتاه بیاین و بگین که صبر من تموم شده و من نمی تونم این وضعیت و تحمل کنم . حتی می تونید الکی برای این که مخالفتشون کم بشه بگین من می خوام برم دکتر خوب بشم . نمی خوام این جوری باشم . با این کار برو بیا به پیش دکتر و روانشناس و …. بیشتر میشه . و خود طرح این مسائل باعث می شه کم کم از مکانیسم انکار خارج بشن .حداقل اینو قبول کنن که یه مشکلی وجود داره و موضوع به این سادگیم نیست که همش یه تلقین یا ادا اطوار گذریه …


ما میدونیم که چون ذهنیتمون با جسممون متفاوت و شبیه جنس مخالف هستش همه خصوصیات و گرایش ها از جمله میل جنسی ما هم بر عکس اون چیزی هستش که باید باشه . این موضوع اگر شرایط خانواده مناسب باشه می تونه دلیل خوبی برای ما باشه . چون این دیگه چیزی نیست که با تلقین به وجود اومده باشه . مثلآ می تونیم به مادرمون بگیم که من که به دختر علاقه ندارم پس ازدواجم نمی تونم بکنم . آیندم چی می شه ؟؟؟ یا بگیم پسر ها برای من نا محرم هستن من تو محیط کار یا دانشگاه یا محل تحصیل چون مجبورم بینشون باشم خیلی معذبم …. ( البته اف تو ام ها بر عکسش هستن دیگه) . اما در صورتی باید از این حربه استفاده کنین که اطمینان داشته باشین بعد از اون دچار محدودیت شدید نشین و گر نه گفتن این موضوع که به پسر علاقه دارین باشه برای مراحل بعد ولی بهتره بدونن که به دختر علاقه ندارین .


ممکنه تو این مدت به شدت روتون حساس بشن . یعنی به بیرون رفتنتون … این که کجا میرین .. کی میاین …. با کی تلفنی حرف میزنین … حتی به لباس و موهاتونم ممکنه گیر بدن که این جوری نباش اون جوری باش …..


بعد از یه مدتی و گذروندن این مراحل والدین وارد فاز دعا میشن (در صورت داشتن عقبه مذهبی) .


نذر و نیاز شروع میشه و شایدم زمان خوندن کتاب دعا و مفاتیح و … افزایش پیدا می کنه . در تمام این مدت شاید هر روز مشاجره وجود داشته باشه . باید تحمل کرد. توی این مشاجرات اونقدر حرف های تکراری می شنوین که واقعآ سخته . شما دلایلتون برای تغیر جسم رو براشون شرح می دین . اما انگار شنیده نمی شه . بار ها مشکلات وضعیت فعلی و لزوم انجام عمل رو می گین ولی انگار منطقی وجود نداره . این مرحله سخت ترین و فرسایشی ترین روابط رو دارین و هیچ چاره ای به جز تحمل وجود نداره . سدی هستش که باید شکسته بشه . بین بحث هاتون ممکنه بازم بشنوین که اگه خودت بخوای خوب میشی . این جمله رو اینقدر شنیدم که وقتی بهم میگفتن دلم می خواست منفجر بشم . من در جواب می گفتم من از اول هم نخواستم این جوری بشم که حالا هم با خواستم جور دیگه ای بشم . تحت اختار من نیست .


نباید بذارین این موضوع و اهمیتش از بین بره . اون موقع ها وقتی یه هفته راجبه این موضوع باهاشون صحبت نمی کردم بعد از یک هفته انگار همه چیزو فراموش کرده بودن . انگار برای اولین بار بود که این موضوع رو می گفتم . میدونین؟ سعی میکنن فراموش کنن . چون این موضوع خیلی براشون سخت و سنگینه . ذهنشون به صورت نا خود آگاه موضوع رو بایکوت می کنه . به نظرم نباید فرصت این کار داده بشه . یعنی باید سعی کنیم این مسائل داعمآ طرح بشه تا فرصتی برای فراموشی نمونه .


بعد از این مدت ممکنه هی دکتر های جدید پیدا کنن بلکه بتونن به قول خودشون شما رو خوب کنن . دیگه باید کم کم بگین که درمانی وجود نداره . از روانشناس ها هم بخواین که به صورت آماری بهشون بگن که چند درصد این افراد خوب میشن . در واقع اگر ثابت بشه که فرد ترنس سکشوال هستش احتمال درمان صفر هستش . بعد از این که وجود این مشکل ثابت شد درمان نا پذیر بودن این بیماری هم باید ثابت بشه . اگر بشه تا این جا جلو بیایم قسمت سخت این هفت خان گذشته . دیگه فقط میمونه که بهشون ثابت کنیم هر چند تغییر جسم کار بسیار مشکلیه و وجهه خوبی توی جامعه نداره اما با توجه به این دلایل چاره دیگه ای نیست .


تازه بعد از کشیدن این ریاضت ها باید شاهد افسردگی و غصه خوردن پدر و مادرمون باشیم . خیلی سخته . مادر من همش گریه می کنه . خودشم فهمیده که دست من نیست .ولی دلم براش خیلی می سوزه اما بیشتر از اون دلم برای خودم می سوزه . اگر من بیست سال سختی کشیدم و تحمل کردم مادرمم باید بتونه یک سال به اندازه من سختی بکشه.حتی شاید کمتر .

نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)

۱۳۸۴ دی ۳۰, جمعه

11:. گزارش خبرگزاری کار ایران در مورد ترنس سکشوآلیزم2 .:


گرچه بسياري از بيماران پس از انجام عمل از وضعيت خود ابراز رضايت مي‌‏كنند؛ اما همگي بر اين نكته تاكيد دارند، عمل تنها يك مرحله از مراحل درمان است و شرايط قبل و بعد از عمل نيز به همان اندازه و حتي بيشتر, مي‌‏توانند در بهبودي و نجات تراجنسيتي‌‏ها نقش داشته باشند و در صورتي‌‏كه براي بيماري اين شرايط مهيا نباشد، انجام عمل تغيير جسم به صلاح او نيست.



از جمله شرايط پيش از عمل، اين است كه بيمار به دليل عدم خويشتن‌‏داري به انواع انحرافات جنسي مبتلا نشده باشد و بتوانند پس از عمل يك زندگي سالم و طبيعي را داشته باشند. از ديگر شرايط لازم، رضايت خانواده و شرايط مالي است كه بدون هر كدام از آن‌‏ها, عمل جراحي به هيچ وجه به بيماران توصيه نمي‌‏شود.



عمل جراحي بيمار نيز بايد مطابق با استانداردهاي جهاني و با رعايت تمامي اصول تخصصي اورولوژي و جراحي پلاستيك صورت گيرد كه متاسفانه به عقيده كارشناسان و بسياري از بيماران در ايران عمل‌‏هاي صورت گرفته، در سطح مطلوب نيست و بسياري از بيماران از ناتواني‌‏هاي جنسي و يا مشكلات دفع ادرار شكايت دارند.



پس از عمل نيز بيماران بايد از شرايط محيطي و اجتماعي خوبي برخوردار باشند و اطمينان داشته باشند كه مي‌‏توانند بارها با موفقيت وارد جامعه شده و مورد پذيرش اطرافيان واقع شوند.



به گفته دكتر بهرام ميرجلالي كه خود بسياري از عمل‌‏هاي تغيير جسم در ايران را انجام مي‌‏دهد, مرحله پس از عمل، بخش مهمي از فرايند درمان است كه در طول آن بيمار بايد بتواند با وجود ديدگاه‌‏هاي منفي عامه مردم در مورد تغيير جسم, در جامعه و در بين اطرافيان جا بيافتد و مورد قبول قرار گيرد.



كارشناسان معتقدند؛ اگر بيماري از شرايط بعد از عمل خود مطمئن نيست، به هيچ وجه نبايد اين عمل را انجام دهد، چرا كه او بعد از عمل از طرف بسياري از اطرافيان و محافل اجتماعي طرد خواهد شد و بايد بتواند در مقابل اين ضربه‌‏ها بايستد. در غير اين صورت انجام عمل تغيير جسم، نه تنها وضعيت را بهتر نمي‌‏كند؛ بلكه فرد تراجنسيتي را گرفتار مهلكه‌‏اي مي‌‏كند كه هيچ راه بازگشتي در آن نيست.



كارشناسان و متخصصين امور اجتماعي معتقدند؛ بايد با اطلاع‌‏ رساني درست و فرهنگ‌‏ سازي, ديدگاه‌‏هاي غلط موجود در مورد تراجنسيتي‌‏ها و عمل تغيير جسم را عوض كرد و براي مردم اين حقيقت را روشن كرد كه كساني كه به تغيير جسم روي مي‌‏آورند, منحرف جنسي نيستند و بيماراني هستند كه براي داشتن زندگي بهتر و سالمتر اين راه را انتخاب مي‌‏كنند.



به گواه مطبوعات,‌‏ رسانه‌‏ها و پايگاه‌‏هاي علمي و اطلاعاتي كشورهاي پيشرفته، اين نوع ديدگاه‌‏هاي منفي تنها به جوامعي همچون ايران محدود نمي‌‏شود و در بسياري از كشورهاي پيشرفته و باز نيز چنين معضلي وجود دارد كه بي‌‏شك دليل آن به نادر بودن پديده تغيير جسم و بي‌‏اطلاعي عموم مردم از آن بازمي‌‏گردد.



اين مساله تا حدي است كه در كشوري همچون انگليس, تا همين امسال، به افرادي كه تغيير جسم مي‌‏دادند شناسنامه جديد داده نمي‌‏شد و آنان به همين خاطر از بسياري از حقوق اجتماعي و مدني خود محروم بودند, در حالي كه در ايران چه پيش از انقلاب و چه از سال 64 به بعد به افرادي كه تغيير جسم مي‌‏دهند، شناسنامه و ساير حقوق شهروندي لازم ارائه مي‌‏شده است.



به عقيده صاحب ‌‏نظران و بسياري از بيماران, وجود چنين امتيازي در ايران به خاطر روشن‌‏بيني و وسعت ديد بي‌‏نظير امام خميني و خلاقيت فقه شيعه است. امام(ره) به عنوان اولين چهره مذهبي در تاريخ جهان, عمل تغيير جسم را مجاز اعلام كرد، انگ فساد و انحراف را از چهره بيماران محتاج به تغيير جسم زدود.



نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)


۱۳۸۴ دی ۱۵, پنجشنبه

10:. گزارش خبرگزاری کار ایران در مورد ترنس سکشوآلیزم1 .:


سال‌‏ها از زمان صدور حكم تاريخي حضرت امام خميني (ره)، مبني بر مجاز بودن عمل تغيير جسم مي‌‏گذرد و در اين مدت علاوه بر بيماران دو جنسي (هرمافروديت), صدها بيمار تراجنسيتي (ترنسكشوال) نيز توانسته‌‏اند با حمايت شرع و قانون، تحت عمل تغيير جسم قرار بگیرند.



به گزارش خبرگزاري كار ايران, ايلنا, بيماري تراجنسيتي يا ترنسكشواليسم، به نوعي اختلال جنسيتي گفته مي‌‏شود كه در آن جنسيت جسمي بيمار با جنسيت روحي او در تضاد است و شخص از پذيرش جنسيت ظاهري خود به شدت ناراضي است.



افراد تراجنسيتي (ترانسكشوال) از زماني كه خود را مي‌‏شناسند, قوياً احساس مي‌‏كنند كه به جنسي مخالف تعلق دارند و در قالب جسمي اشتباه به دنيا آمده‌‏اند.



شيوع اين پديده نادر در جنس مذكر بيشتر از جنس مونث است، به طوري كه طبق آمار منتشر شده از سوي سازمان بهداشت جهاني, از هر صد هزار پسر متولد شده يك نفر و از هر چهارصد هزار دختر متولد شده يك نفر، داراي اين اختلال هستند.



بر اساس آمارهاي موجود در سطح جهان, بين 40 تا 60 درصد از اين بيماران به دليل فشار ناشي از تضاد جسم و روح خود, دست به خودكشي مي‌‏زنند و بقيه بيماران نيز يا در صورت امكان تغيير جسم مي‌‏دهند و يا به انواع بيماري‌‏هاي رواني، از جمله افسردگي‌‏هاي شديد مبتلا مي‌‏شوند.



تراجنسيتي‌‏ها، از بدو شناخت خود از سنين زير سه سال, رفتارها و گرايشات جنس مخالف را از خود بروز مي‌‏دهند و با وجودي كه هيچ‌‏گونه اختلالي در جسم آنها مشاهده نمي‌‏شود, عميقاً احساس مي‌‏كنند كه در كالبدي اشتباه متولد شده‌‏اند و جسم حقيقي آنها با آنچه كه هستند، متفاوت است.



بدين ترتيب پسربچه‌‏هاي تراجنسيتي گرايش به انجام بازي‌‏هاي دخترانه دارند, از پوشيدن لباس‌‏هاي پسرانه متنفرند و رفتاري دخترانه را از خود بروز مي‌‏دهند. دختربچه‌‏هاي تراجنسيتي نيز حركات و رفتارهاي پسرانه دارند و از انجام كارها و بازي‌‏هاي دخترانه امتناع مي‌‏كنند.



اين در حالي است كه خانواده و جامعه همواره از اين كودكان انتظار دارند، نقش‌‏هاي متناسب با جسم خود را بپذيرند و آنها را به خاطر انجام حركات و رفتارهاي جنس مخالف سرزنش كرده و تحت فشار قرار مي‌‏دهند. اين فشارهاي بيروني و تضادهاي دروني, بحران‌‏هاي شديدي را در بيمار به وجود مي‌‏آورد.



با بالاتر رفتن سن تراجنسيتي‌‏ها و ورود آنها به مدرسه و اجتماع, اين بحران‌‏ها بسيار مخرب‌‏تر مي‌‏شوند و در دوران بلوغ و رسيدن به تضادهاي خاص اين برهه, آسيب‌‏هاي ناشي از بيماري به اوج خود مي‌‏رسند. به طوري كه پس از سنين بلوغ، بيشتر اين بيماران يا خودكشي مي‌‏كنند و يا به انواع بيماري‌‏هاي حاد رواني, دچار مي‌‏شود.



در اين ميان، با توجه به حاكم بودن فرهنگ مردسالاري و انتظاراتي كه در جامعه از پسران مي‌‏رود, فشارهاي وارد بر پسران تراجنسيتي بسيار بيشتر است و اين بيماران به خاطر فشارها و تضادهاي سنگين ناشي از نارضايتي شديد از جسم خود و فشار و آزار خانواده واجتماع, دچار آسيب‌‏هاي شديدتري مي‌‏شوند.



بيماري تراجنسيتي تا اوايل قرن بيستم از لحاظ علمي تعريف نشده بود و پزشكان و روان‌‏پزشكان, آن‌‏را در رديف هم‌‏جنس‌‏گرايي طبقه‌‏‌‏بندي مي‌‏كردند؛ اما تحقيقات بيشتر نشان داد كه تراجنسيتي‌‏ها با وجود گرايش جنسي و عاطفي به جنس موافق و عدم گرايش جنسي به جنس مخالف, با همجنس‌‏گرايي تفاوت عمده‌‏اي دارند.



تفاوت اين دو گروه نيز در اين است كه هم‌‏جنس‌‏گرايان از جنسيت خود رضايت كامل دارند، در حالي كه مشكل اصلي تراجنسيتي‌‏ها جنسيت متضاد آن‌‏ها است. اين تفاوت، محققان را بر آن داشت تا تحقيقات گسترده‌‏اي را در مورد منشاء اين بيماري انجام دهند. آزمايشات ژنتيكي, هورموني و اورولوژي اختلال خاصي را نشان نمي‌‏داد و آزمايشات و روش‌‏هاي مختلف روان‌‏كاوي و روان‌‏درماني نيز راه به جايي نمي‌‏برد. تا اين‌‏كه در سال 1996 پزشكان هلندي با كالبد شكافي مغز 6 بيمار ترانسكشوال دريافتند كه در اين بيماران بخش قدامي (پايانه BS ) غده هيپوتالاموس مغز كه در برگيرنده خصوصيات جنسيتي انسان است, شبيه به جنس مخالف است.



به عبارتي، جنسيت مغز اين بيماران با جنسيت فيزيكي آنها در تضاد است. اين پزشكان معتقدند كه اين اختلال مغزي در دوران جنيني به وجود مي‌‏آيد و از آنجا كه نمي‌‏توان به اين بخش از مغز دسترسي پيدا كرده و در آن تغييري به وجود آورد, اين اختلال پديده‌‏اي مادرزادي و كاملاً طبيعي است كه قابل تغيير نيست و تنها راه نجات بيماران تراجنسيتي از مشكلات ويران‌‏گر و طاقت‌‏فرسايشان, اين است كه جسم آن‌‏ها را با روح و مغزشان تطبيق داده و آنها را تحت عمل تغيير جسم قرار دهيم.



اما در مقابل، بسياري ديگر از متخصصان و كارشناسان اين نظر را قطعي نمي‌‏دانند و احتمال اين‌‏كه عوامل محيطي و خارجي در به وجود آمدن اختلال تراجنسيتي موثر باشند را رد نمي‌‏كنند.



به گزارش ايلنا, دكتر كاهاني، كه جديداً كتاب "اختلال هويت جنسي" را در مورد بيماري تراجنسيتي نوشته، معتقد است؛ منشاء اصلي اين پديده دقيقاً مشخص نيست و به طور قاطع نمي‌‏توان گفت كه چه عواملي در به وجود آمدن آن دخالت دارند.



وي مي‌‏افزايد: عواملي همچون تاثير خانواده و دريافت‌‏هاي حسي فرد در سنين زير 5 سال، مي‌‏تواند از جمله عوامل بيروني به وجود آورنده اين اختلال به شمار آيد. به عنوان مثال والديني كه از جنسيت فرزندشان راضي نيستند و با سپردن نقش‌‏هاي جنس مخالف به فرزندشان به نوعي سعي در پر كردن اين خلاء دارند, مي‌‏توانند در او اختلالات هويت جنسي به وجود آورند.



به گفته كاهاني، در انسان‌‏هاي متعارف جامعه, جنس و هويت جنسي در راستاي يكديگر قرار دارند كه همين, هويتي يگانه را ايجاد مي‌‏كند؛ اما در صورتي كه اين دو مقوله در تقابل با يكديگر قرار گيرند, اين امر هويتي ناهمگن و متضاد را به وجود مي‌‏آورد.



وي، با تاكيد بر اينكه در حال حاضر تنها راه متعارف درمان اين بيماري, تغيير جسم از طريق عمل جراحي يا هورمون درماني است، مي‌‏گويد: كساني كه امكان اين كار برايشان وجود ندارد، چاره‌‏اي جز كنار آمدن با شرايط موجود و پذيرش وضعيت خود ندارند و ساير راه‌‏هاي پيشنهاد شده براي درمان اين بيماران, تاكنون راه به جايي نبرده است.



كاهاني در عين حال تاكيد مي‌‏كند: بايد در ارايه مجوزهاي عمل تغيير جسم دقت و حساسيت فراواني صورت گيرد؛ چرا كه بسياري از متقاضيان عمل در واقع تراجنسيتي نيستند و داشتن انحرافات جنسي و ساير اختلالات ديگر، آنان به سمت عمل سوق مي‌‏دهد.



وي مي‌‏افزايد‌‏: ويژگي بارز افراد تراجنسيتي اين است كه اين بيماران خواستار يك زندگي سالم و طبيعي هستند و براي دور شدن از اختلال هويت جنسي و اجتناب از يك زندگي نامتعارف و غيراخلاقي به عمل تغيير جسم روي مي‌‏آورند.


نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)


۱۳۸۴ دی ۱, پنجشنبه

9:. آیا یک ترنس سکشوآل میتواند با یک همجنسگرا رابطه ی عاطفی داشته باشد؟ .:


توی مطلب قبلی توصیه کرده بودم که ترنس ها ( ام تو اف ها) با گی ها دوست نشن و گفته بودم دلیلشو بعدآ توضیح میدم . که ظاهرآ این نوشتم باعث سو ء تفاهم هم شده بود .


خب امروز دلیلشو براتون می گم.


اول باید توضیح بدم که دلیل این در خواستم این نیست که گی ها بد هستن یا آدم های درستی نیستن یا هر چیز دیگه ای . خوب و بد بودن انسان ها رو گی بودن یا ترنس بودن یا هترو بودن تعیین نمی کنه . همونقدر که احتمال داره یه ترنس بد یا خوب باشه ممکنه یه گی هم بد یا خوب باشه .


دلیل گفته من طبیعت ترنس ها و گی ها هستش که به دلایلی به شرح زیر نمی تونن ارتباط عاطفی بر قرار کنن .


یه ام تو اف کسی هستش که علی رغم داشتن جسمی مذکر دارای ذهنیتی دخترونه هستش . در واقع شناختی که از خودش داره باعث می شه که خودش رو دختر بدونه نه پسر .


ولی فرد همجنس گرا که این جا منظورم گی ها هستن علاوه بر این که خودشون رو پسر می دونن به خاطر همجنس گرا بودنشون قاعدتآ باید علاقه مند باشن با کسی ارتباط عاطفی و غیره برقرار کنن که اون هم مثل خودشون پسر باشه . چه از نظر روحی و چه از نظر جسمی . ولی یه ام تو اف همچین خصوصیتی نداره .


وقتی یه ام تو اف با یک گی دوست می شه و اون گی به اصطلاح می شه bf اون از دو حالت نمی تونه خارج باشه :


یا اون ام تو اف خودش قبول داره که ذهنیتش دخترونه نیست و در نتیجه ترنس نیست و یا اینکه اون دوست گی فقط جسم اون رو می بینه و فقط جسم اون هستش که براش اهمیت داره . که در این صورت می شه گفت این دوستی در سکس خلاصه شده و بس ....


کسایی که با گی ها برخورد داشتن می دونن که وقتی با کسی دوست می شن می گن که فلانی bf منه . یعنی فلانی دوست پسر منه . پس وقتی با یه ام تو اف دوست میشه بازم اونو bf خودش می دونه .


بنابراین اون چه جور ترنس ام تو افی هستش که اومده دوست پسر یه نفر دیگه شده ؟ !!!!


نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)

۱۳۸۴ آذر ۱۵, سه‌شنبه

8:. ترنس؟؟؟!!! .:


واقعآ بعضی از این ام تو اف ها ابروی ما رو بردن. مثل این که ترنس بودن از نظر بعضی ها یعنی ۸۳ قلم ارایش کردن و افتادن تو خیابون راه رفتن . اونم چه راه رفتنی . انگار وارد سالن فشن شدن .



یه چیز خیلی بدیم که دیگه کاملآ جا افتاده اینه که حتمآ هم باید یه دوست پسرم داشته باشی .


خلاصه این جور رفتار ها و همین کارهاست که باعث می شه دیدگاها اینقدر بد باشه . اصلآ این جوری نیست که هر کسی آرایش کردن دوست داشته باشه بشه ترنس .


بعضی از این ام تو اف ها یه جوری حرف میزن که ادم وا می ره . کی گفته دختر ها این جوری حرف می زنن یا این جوری راه میرن ؟ کدوم دختری این جوریه ؟


یه سری دیگه هستن وقتی ازشون می پرسی برای چی می خوای عمل کنی می گن برای این که می خوام شوهر کنم . یا نمی دونم خیلی دوست دارم که .... واسه همین می خوام عمل کنم . این شد هدف ؟ لازم به ذکره که الان دخترهای معمولی بدون شوهر موندن . حالا جه برسه به ما که بچه دارهم نمی شیم . به خاطر همین هم هست که خیلی ها بعد از عمل پشیمون می شن .


من نمی خوام مامان بزرگ بازی در بیارم ولی این خیلی بده که یه ام تو اف بره با یه پسر گی دوست بشه . مگه شما همجنس گرایین ؟ گی و چه به ترنس ؟ اصلآ این دوستیها به درد نمی خوره دلیلشو بعدآ می گم ضمنآ باید بگم که من اصلآ نمی گم که هم جنس گرایان آدمای بدی هستند .هم جنس گرایان از جمله گی ها کاملآ انسان هایی محترم مانند سایر افراد جامعه هستن.


نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)

۱۳۸۴ آذر ۱, سه‌شنبه

7:. ترنس سکشوآلیزم و خانواده .:


واقعآ برای چی خانوادها با این مسأله اینقدر بد برخورد می کنن؟ تو خونه ما هر روز سر این موضوع جنگ و دعواست . روز به روز رفتارشون با من بد تر می شه .


من میخوام برای اینکه به هویتم برسم ٫ برای اینکه تو اجتماع یک انسان عادی حساب بشم ٫ برای اینکه بتونم به زندگیم ادامه بدم می خوام که تغیر جسم بدم .


این خواسته من نه خلاف شرع هستش و نه خلاف قانون هستش .پس اشکال خواسته من چیه؟ایا من فقط برای اینکه خانوادم به قول خودشون ابروشون نره باید تا اخر عمر عذاب بکشم؟


پدرم به من میگه تو خود خواهی .... چون میخوای بقیه رو به یه کاری راضی کنی فقط به خاطر این که خودت راحت باشی.


اما کاری که من می خوام انجام بدم هیچ ایراد شرعی و قانونی نداره . من باید چی کار کنم که اطرافیانم با خواسته مشروع من کنار نمیان .آیا این مشکل منه که بقیه به خاطر فرهنگ کهنشون با این کار کنار نمیان؟


اگر کار من اشکالی نداره من باید از خواستم بگذرم یا کسایی که به هر دلیل با این کار مخالفن؟این خود خواهی منه یا خود خواهی دیگران؟


پدرم می گه که من (توجه کنید میگه من)میخوام که تو پسر باشی . حالا این وسط خود خواه کیه؟ من اگر می تونستم پسر باشم و اگر این تحت اختیار من بود آیا حاضر بودم که این همه سختی ها و مشکلاتو تحمل کنم اما پسر معمولی نباشم؟ خب معلومه که نه ولی دست من نیست . از اختیار من خارجه .....


چرا باید ما از طرف کسانی تحت فشار قرار بگیریم که وظیفشون حمایت ازماست ؟مگر من خواستم که این جوری بشم؟ خانواده ها به جای این که کمک کنندو همراه ما باشن دائم سنگ جلوی پای ما می ندازن . این چه جور محبتیه؟ پس اون محبت مادری کجاست؟ اون محبت کجاست که باعث میشد مادر جونشو برای فرزندش بده؟ جون که هیچی حتی حاضر نیست به خاطر بچش چند تا حرف مردم رو تحمل کنه.


من می دونم که درک این موضوع برای خانواده ها سخته و زمان می بره. اما این نباید باعث بشه کسانی که باید قاعدتآ پشتیبان من باشن تبدیل به دشمن خونی من بشن . این درست نیست . من که اشتباهی نکردم . من نخواستم که این جوری بشم که حالا سزاوار این رفتار هاو برخوردا باشم.....


نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)

۱۳۸۴ آبان ۱۵, یکشنبه

6:. نظرات دکتر صابری در مورد ترنس سکشوآلیزم .:


دكتر صابرى: يك موضوعى كه مايل هستم روى آن تأكيد شود اين است كه شايد اين ذهنيت باشد كه اختلال هويت جنسى موضوعى است كه به مسأله جنسيت برمى گردد ولى اينگونه نيست.



اينجا فرد از هويت جنسى خودش و از مسائل مربوط به ژن و سكس نگران نيست و اگر هست پيرومسأله هويت او است. وقتى اختلال جنسى را در يك ۱۷ ساله مى بينيم كه ظاهرش پسر است ولى لباس دخترانه مى پوشد و آرايش دخترانه مى كند. كه تمايل جنسى به سمت مردان دارد و به عينه ديده ايم تمايل جنسى او تابع اين خواست درونى است ولى در خط اول نيست. در خط اول او مى خواهد يك دختر باشد و اسمش دخترانه باشد و به عنوان يك زن او را بشناسند. كارهاى زنانه بكند. در واقع اينجا موضوع نقشى است كه فرد مى خواهد به خاطرهويت درونى اش ايفا كند به اين دليل افراد مذكر را مى بينيم كه لباس زنانه مى پوشند و كارهاى خيلى خيلى زنانه مى كنند يا برعكس زنانى كه با لباس و نام مردانه احساس درونى شان اين است كه مرد هستند. اين نكته را بايد توجه كنيم كه موضوع، موضوع هويت است كه در فكر است و ارتباط مستقيمى با مسائل جنسى به معنايى كه ابتدا شايد به آن فكر شود، ندارد.


عده اى شايد فكر كنند كه اين به خاطر انحراف جنسى است كه شخص اينگونه رفتار مى كند ولى به لحاظ پزشكى اين افراد منحرف جنسى نيستند.


دكتر صابرى: يك بچه ۲‎‎/۵ ساله را وقتى ببينيد و از او بپرسيد كه تو پسر يا دختر هستى؟ خودش مى داند كه دختر است يا پسر. در همان سن او مفهوم پسر بودن يا دختر بودن را مى فهمد درحالى كه در آن سن او هنوز مفهوم خير و شر يا ضرر و نفع را متوجه نيست و حتى از خطر، مرگ و مفاهيم ديگر باخبر نيست. ولى جنسيت و مفهوم آن را متوجه مى شود. اين نشان مى دهد تعبير پسر يا دختر بودن فى ذاته فكر و ذهن خيلى ها را به اين سمت حركت داده است كه اين يك مسأله بيولوژيك است كه در درون انسان از ابتداى خلقت نهاده شده است.


فرضيه هاى زيادى وجود دارد مثل تأثير بعضى هورمون ها و مواد شيميايى در ماه هاى پنجم و ششم باردارى كه تغييراتى را در ساختمان هاى حياتى مغز ايجاد مى كند و در آنجا است كه بچه مى تواند چيزهايى را كه به آن رسيده است به لحاظ شناختى بيان كند كه اين پسر و دختر بودن جزو آن است. همه به ياد دارند كه در كودكى خود را دختر يا پسر معرفى كرده اند و در بازى ها به سمت بازى و لباس دخترانه يا پسرانه رفته اند. بنابراين به نظر مى آيد كه اين مسأله از كودكى شروع مى شود و ادامه مى يابد.


دكتر صابرى: تمايل خانواده روى اين مسأله نقش ندارد. زمانى جزو علل عنوان مى شد ولى الآن اينگونه اعتقاد ندارند. يا شيطنت هاى بچگانه ارتباطى به اين مسأله ندارد. بچه هايى كه دوست دارند در قالب لباس جنس مخالف شيطنت كنند اين مسائل اگر اختلال نباشد گذرا است.


دكتر صابرى: از سال ۷۶ تاكنون كه در پزشكى قانونى هستم حدود ۳۵۰مورد ديده ام. جالب اين است كه تعداد دخترانى كه تمايل به پسر شدن دارند، در آمار كتابها كمتر است و پسرى كه مايل است دختر شود، سه تا ۹ برابر بيشتر است، اما در مشاهدات ما تقريباً آمار نصف است. از اين ۳۵۰ نفر، دويست نفر پسر بودند كه تمايل به دختر شدن و ۱۵۰ مورد دختر علاقه مند به پسر شدن بود.


دكتر صابرى: دليلش اين است، پسرى كه دختر مى شود، با مقاومت شديد جامعه و خانواده روبرو مى شود و وقتى براى درمان، مشاوره مى كنيم، والدين مى گويند پسرى فاسد است و بايد طرد شود و از شناسنامه ما اسمش حذف شود و از ارث محروم گردد، ولى اگر دخترى رفتار پسرانه داشته باشد، خانواده او را حمايت مى كند تا جنسيتش عوض شود، زيرا به صورت ناخودآگاه مردم مايلند كه مرد باشند و خانواده ها پسر مى خواهند نه دختر، بنابراين آمارى كه در كتب خارجى آمده، درست است و مراجعين پسر ما به لحاظ مقاومت خانواده و جامعه كمتر هستند. نتيجه اين مقاومت انحراف و جرم است، چون اجازه داده نشده كه از لحاظ علمى چاره جويى شوند و به راههاى مجرمانه كشده مى شوند .


نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)

۱۳۸۴ آبان ۱, یکشنبه

5:. تفاوت فرد ترنس سکشوآل با همجنسگرا .:


وقتی مردم کوچه و بازار یه نفر و می بینن که رفتارش بر خلاف ظاهر جنسیت اون هستش فوراْ شروع می کنند که : وای ــ اونو ببین ــ از این بچه ها... هستش ها ..

ا‌‌ه اه

مرده شور شو ببرن............

دیگه چی کار می شه کرد؟ عوام که می گن همینان دیگه ...

این و گفتم چون بعدش می خواستم یه چیز مهمترو بگم..

زیاد شنیدیم که به افراد ترنس سکشوآل،همجنس باز یا همجنسگرا گفته می شود. در حالی که فرق این ۲ تا از زمین تا آسمونه.

یک فرد همجنسگرا کاملا از جنسیت خودش راضی هستش. یعنی اگر ازش بپرسی که دوست داشتی بر عکس الان دختر یا پسر یه دنیا می اومدی؟ جوابش مسلماً منفیه.این افراد خودشون را قبول دارن . اما در عین حال از نظر جنسی به جنس مخالفشون گرایشی ندارن.. بلکه به همجنس خودشون گرایش دارن.

ولی یه فرد ترنس سکشوآل اصلاً از جنسیت خودش رضایتی نداره. در واقع مثلاً یه ترنس ام تو اف به بقیه پسرها به چشم جنس مخالف نگاه می کنه و دختر ها را همجنس خودش می دونه.یعنی به نظر خودش علاقه جنسی اون به جنس مخالفشه نه موافق.اختلاف بزرگ ما با افراد همجنسگرا همین هستش که معمولاً نادیده گرفته میشه.


 
اصلاً یک ترنس سکشوآل مثلاً یک ترنس اف تو ام علاقش به دخترای دیگه از حس مردونه اون نشأت می گیره. بر عکس یک دختر همجنسگرا که چون خودش دختر هستش و احساست و ذهنیتش هم دخترونه هستش .. بنابراین به خاطر همجنسگرا بودنش به دختر گرایش داره.


نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی سابق آهوی خسته)

۱۳۸۴ مهر ۱۵, جمعه

4:. مشکلات و موانع پیش روی عمل جراحی تغییر جسم .:


خب حالا با همه این بحث ها چی کار باید کرد ؟ آیا ترنس سکشوال ها باید تا آخر عمر این وضعیت رو تحمل کنن ؟ خب میشه گفت نه . یه راه حلی هم هست هر چند مشکل و کامل حل نمی کنه ولی به هر حال از این وضعیت بهتره .


خوشبختانه تو ایران قانون از ما حمایت می کنه . به این صورت که با طی یه مراحلی می شه با عمل جراحی به صورت قانونی تغییر جسم داد . هر چند این مراحل اونقدر سخت و مشکل و پر هزینه هستش که خیلی ها توانایی انجام اون رو ندارند .


کار به این صورت هست که افراد تی اس با مراجعه به پزشکی قانونی خواستار مجوز برای تغیر جسم می شن . پزشکی قانونی در صورتی مجوز می ده که اطمینان پیدا کنه فرد مراجع تی اس هستش نه هموسکشوال یا هر چیز دیگه ای . برای این کار لازم هست که یه دوره تقریبآ شش ماهه روان درمانی انجام بشه .


حالا چرا خیلی ها از پس این کار بر نمیان ؟ خب من سعی می کنم به صورت کلی مشکلات و موانع این کار و بگم .


1-اصولآ خانواده ها به خاطر همون نگرش فرهنگی و این که ما آبرو داریم به شدت با این کار مخالفن . تا حدی که حاضر هستن فرزندشونو از خونه بیرون کنن ولی تن به این کار ندن . چه بسیار افرادی که به خاطر گناه نا کرده و خواسته مشروعشون به ناچار یا از خونه فرار کردن یا از خونه بیرون انداخته شدن . آواره کوچه و خیابون...


تازه آدم میگه فرض که من تونستم اینها رو راضی کنم بقیه چی؟ بالاخره یه سری هستن که منو می شناختن .فامیل همسایه دوست آشنا ...


یا اگه من خواستم ازدواج کنم اگه به اون طرفم بگم نزنه زیرش. یا بعدآ پشیمون نشه یا اگه خانواده اون نذارن چی ؟ با هزار تا اما و اگر دیگه که همشم بر می گرده به همون وضعیت بد فرهنگی در این موارد .


2-هزینه: این کار بسیار پر هزینه هستش مخصوصآ برای اف تو ام ها . به خاطر همین هر کسی توانایی پرداختشو نداره .


3-بروکراسی : برای این کار باید یه سری مراحل قانونی طی بشه که خیلی پیچیده هستشو وقت گیر و درد سر ساز .


4- شرایط بعد از عمل : بسیاری از افراد بعد از عمل مشکل دارن .هم روحی هم جسمی . جسمی به این دلیل که تکنیک صحیح این عمل جراحی هنوز به ایران وارد نشده . به خاطر همین امر خیلی از کسانی که عمل کردن دچارمشکلاتی مثل عفونت .ادرار و روابط جنسی غیر طبیعی هستند. در صورتی که اگر جراحی به صورت صحیح انجام بشه هیچ کدوم از این مشکلات پیش نمیاد .


مشکلات روحی هم باز بیشتر به شرایط اجتماعی بر می گرده .


با همه این مشکلاتی که این کار داره ولی این عمل آرزوی هر تی اسی هستش . ما حاضریم همه این مشکلات رو با جون و دل تحمل کنیم ولی بتونیم مثل یک انسان با همون سرشتی که خلق شدیم زندگی کنیم .


وضعیت اجتماعی و نگرش فرهنگی : فرد تی اس به خودش می گه خب آره فرض که من عمل کردم و روح و جسمم یکی شد . حالا بدنم برای خودمه . ولی فامیل چی خانواده چی ؟


نوشته شده توسط شیوا(نویسنده ی پیشین آهوی خسته)