
فرا رسیدن نوروز باستانی را به تمام خوانندگان عزیز" آهوی خسته"،به دوستان و تمام فارسی زبانان در جای جای این گیتی پهناور شادباش میگویم و برای همه سلامتی،موفقیت،پیروزی، عــــشــــــــــق و صلح و دوستی را از ایزد مهربان آرزومندم.
وب نوشته های متولد یک افسانه...یک ترنس سکشوآل...Transsexual

فرا رسیدن نوروز باستانی را به تمام خوانندگان عزیز" آهوی خسته"،به دوستان و تمام فارسی زبانان در جای جای این گیتی پهناور شادباش میگویم و برای همه سلامتی،موفقیت،پیروزی، عــــشــــــــــق و صلح و دوستی را از ایزد مهربان آرزومندم.

اگر بهار نبود تحویل سال نبود،تقویمی نبود ،پیمانه ای نبود برای سنجش و تزوین لحظه های زندگی ما...
بهار ما،عید ما،سال نو ما یه چیز دیگه هست ، پس ازخشکی و سرما، طبیعت خشکیده دوباره به سبزی میگراید و به شکوفه مینشیند...این یعنی بهار یعنی زایش طبیعت،این یعنی زندگی و دوباره نفس کشیدن.
"آهوی خسته" فرا رسیدن نوروز 1387خورشیدی،برابر با سال7030میترایی آریایی،3746 زرتشتی و 2567 شاهنشاهی را به عموم هم میهنان عزیز و پارسی زبانان سراسر این گیتی پهناور شاد باش میگوید و سالی خوش وسرشار و از عشق و محبت و دوستی را برای همه ی شما آرزومند است.
یک قصه دارم که بگوییم ،یک قصه که گفتنش بس دشوار و مخفی کردنش باعث عذاب است
قصه ی چشمان خیس خیس و لبان خشک خشک و قلبی تقلبی
قصه ی امیدی گمگشته،ایمان و آوازی زیر باران
قصه ی تولد،تولد یک افسانه
قصه ی شکوفه ی باران تلخ
قصه ی زندگی در حباب یک نفس بریده
قصه هایی از خرابه های دل من
از آسمان و شبهای صورتی
از سکوت و تنهایی بیکران
از تصویری شکسته و رنگ یک تنهایی
و قصه ای از یاد رفته...

آیا من آماده برای سقوط بودم؟؟؟
آیا من آماده برای کور نوشتن بر روی دیوار تنهایی بودم؟؟؟
چه خوب آشکار کردن اسرارم را از برم،اسراری که میدانم مرا از درون خواهند سوزاند
و اما خوب میدانم کجا زندگی زیباست و من آنرا یگانه دیده ام
من میدانم که هم او بخشنده است
ومن میبینم نوری را که هرگز شما نمیتوانید ببینید
نوری که می درخشد و شما نمی توانید آنرا از من بگیرید...
هرگز حقیقت دور از دسترس شما نیست
حقیقتی که شما چه خوب آنرا در پشت سر پنهان نگاه داشته اید
حقیقتی که اگر زنده باشم خواهم گفت
خواهم گفت اسرار نهان را
وخواهم داشت شانس دوباره....